کد: ۱۳۸۰۰۲۹       تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۶

سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری:
میزان حمایت مالی از تشکل‌های دانشجویی 140 درصد رشد کرده است
با توجه به نزدیک شدن زمان آغاز سال تحصیلی جدید و دغدغه‌های فرهنگی که این روزها از سوی صاحب‌نظران و اساتید نسبت به وضعیت فرهنگی مراکز آموزشی و علی‌الخصوص دانشگاه‌ها وجود دارد، گفت‌وگویی با دکتر سید ضیاء هاشمی سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام داده‌ایم تا با فعالیت‌ها و برنامه‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای بهبود و ارتقاء وضعیت فرهنگی محیط‌های دانشگاهی بیشتر آشنا شویم :
همان‌طور که اطلاع دارید مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در دیدار با اساتید در ماه مبارک رمضان امسال، عنوان کردند که کار فرهنگی اصل است و کاری حاشیه‌ای و فرعی نیست. از نظر شما الان فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها به چه سمتی حرکت می‌کنند و این فعالیت‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟
به نظر من نگاهی که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به فرهنگ و فعالیت‌های فرهنگی در جامعه و به ویژه در دانشگاه دارند یک نگاه ویژه و فوق‌العاده است. این مطلب را نه از سر تعارفات معمول بلکه به عنوان یک موضع کارشناسی عرض می‌کنم. نگاه، تحلیل و موضعی که ایشان نسبت به فرهنگ داشته‌اند، همواره به عنوان یک مرجع مورد توجه کارشناسان قرار داشته است. تعریفی که ایشان از فرهنگ مطرح می‌کنند تعریف بسیار پویایی است؛ اینکه فرهنگ به مثابه اکسیژنی است که ما تنفس می‌کنیم. اگر این هوایی که تنفس می‌کنیم، پاک و غنی نباشد ما در همه ابعاد زندگی دچار مشکل می‌شویم. بنابراین اگر حوزه جامعه، معیشت، صنعت و خدمات در سطح خوبی باشند اما بخش فرهنگ دچار ضعف باشد، آنها هم نمی‌توانند به کمال مطلوب برسند. همان‌طور که اگر در ارگانیسم بدن، بهداشت و سلامت و همه نیازمندی‌های جسمی فراهم بشود اما فرد تنفس خوبی نداشته باشد، طبیعتا همه آنها بی‌حاصل خواهد بود و حیات بشر قابل استمرار نیست. دلیل این اهمیت آن است که در نظام اجتماعی بدون فرهنگ اساسا تعامل اجتماعی به خوبی شکل نمی‌گیرد. فرهنگ سامان‌بخش تعاملات اجتماعی است. فرهنگ هدایت‌کننده رفتارهای اعضای جامعه است. فرهنگ باعث می‌شود که انسان‌ها در تعاملات اجتماعی امکان پیش‌بینی رفتارها و تنظیم تعاملات با همدیگر را داشته باشند.
در سطح دانشگاه، فرهنگ ویژگی‌های خاص خودش را دارد کمااینکه یک کارخانه و یک محیط یا صنعتی و یا نظامی هم اقتضائات خودش را دارد. درست است که ما وجوه مشترکی در فرهنگ داریم که باعث می‌شود که از فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی حرف بزنیم؛ به این معنی که همه ایرانیان و همه مسلمین وجوه فرهنگی مشترکی دارند اما در حوزه‌های مختلف این فرهنگ کلان، ویژگی‌ها و تمایزات فرهنگی ویژه‌ای وجود دارد. مثلا در فرهنگ ایرانی، میان فرهنگ دانشگاهیان، فرهنگ نظامیان و فرهنگ روحانیان یک تفاوت‌هایی دارند. مثلا در مورد نحوه پوشش، پوشش یک افسر نظامی به گونه خاصی است و یونیفرم خاص خودش را دارد. پوشش یک روحانی از پوشش یک نظامی و یا یک دانشگاهی متفاوت است. حتی در گویش، ادبیاتی که یک روحانی به کار می‌برد متأثر از آموزه‌های او است همان‌طور که نوع گویش و بیان یک فرد فعال در حوزه بازار و کسب و کار و یا حوزه سیاست ممکن است متفاوت باشد. بنابراین توقع این است که در دانشگاه‌ها نیز پوشش، گویش، رفتار، نگرش و کنش آدم‌ها مخصوص به خود آنها باشد.
فرهنگ در دانشگاه مجموعه آموزه‌ها، هنجارها و ارزش‌هایی است که این رفتارها، کنش‌ها و افکار، نگرش‌ها و تمایلات و گرایش‌ها را مشخص می‌کند. یک فرد دانشگاهی نمی‌تواند بدون اتکا به علم و ارزش‌های دانشگاهی در دانشگاه جایگاه شایسته خودش را پیدا کند. بنابراین اگر بخواهیم بنا به تعریف مقام معظم رهبری(مدظله العالی) مجموعه فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها را تعریف کنیم. فرهنگ یعنی اکسیژنی که در دانشگاه تنفس می‌شود و آن جایگاه را دارد؛ یعنی حال و هوایی که رفتار دانشگاهیان را جهت می‌دهد. لذا این موضوع آنقدر اهمیت دارد که نسبت به آن فعالیت‌های مدبرانه و مدیرانه صورت بگیرد.
بر همین اساس و با همین منطق است که در دانشگاه‌های ما بخش فرهنگی در مدیریت وجود دارد و حتی بخش‌های مختلفی وجود دارند که فعالیت فرهنگی دارند؛ هم معاونت فرهنگی در دانشگاه است، هم نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هست و هم مجامع و تشکل‌های اساتید و دانشجویان هستند که عمده فعالیت اینها فعالیت‌های فرهنگی است و تلاش می‌کنند که وضعیت فرهنگی اعتلا و ارتقا پیدا کند. وقتی از ارتقا فرهنگ صحبت می‌کنیم یعنی این فرهنگ بتواند غنی‌تر، اصولی‌تر و منسجم‌تر باشد. یعنی اگر می‌گوییم که فرهنگ باید بتواند رفتارها و تعاملات یک‌جانبه را سامان‌دهی کند پس فرهنگ دانشگاهی و فرهنگ دانشگاهیان باید بتواند بین مجموعه دانشگاهیان به عنوان بخشی از جامعه و به عنوان یک گروه اجتماعی چنان پیوندی برقرار کند که بتوانند با هم تعامل سازنده و فزاینده و نه تعامل مبتنی بر تنش و تعارض داشته باشند.
از سوی دیگر این فرهنگ، فرهنگ اسلامی ـ ایرانی است. این فرهنگ، فرهنگ هویت‌ساز است. فرهنگی که می‌خواهد هویت ایرانی-اسلامی را تقویت کند و اعتلا ببخشد، آن هم در شرایطی که ارتباطات گسترده وجود دارد و عناصر اثرگذار فرهنگی متنوع و متکثر است و از آن به عنوان عصر جهانی شدن یاد می‌شود و عناصر تأثیرگذار بر فرهنگ نه‌تنها در سطح ملی و نه در سطح دانشگاهی بلکه در سطح جهانی بر هم اثر می‌گذارند. یک استاد یا دانشجوی دانشگاه هر روز با اینترنت، سر و کار دارد؛ هر روز با شبکه‌ها و فضای مجازی ارتباط دارد بنابراین عناصر تأثیرگذار و تعاملات و ارتباطات یک چهره دانشگاهی محدود به حوزه فیزیکی خودش نیست بلکه با سایر دانشگاهیان و سایر افراد جامعه در سطح ملی و در سطح بین‌المللی ارتباط دارد.
با این مقدمات می‌خواهم بگویم که حوزه فعالیت فرهنگی و برنامه فرهنگی در سطح دانشگاه‌ها از پیچیدگی و ظرافت خاص خودش برخوردار است. با این مبنا، ما می‌توانیم ارزیابی کنیم که الان وضعیت فرهنگی در دانشگاه‌ها چگونه است.
ارزیابی فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه، شاخص‌های دقیقی می‌طلبد که در این مجال نمی‌شود به طور ریز به آن پرداخت اما حقیقتا بُعد دینی، بُعد علمی، بُعد هنری، حوزه زیبایی‌شناختی، تعاملات اجتماعی، هنجاری، ارزشی، آرمان‌ها و نفس آرمان‌گرایی، حوزه‌ها و مسائلی است که در یک ارزیابی فرهنگی باید به آن بپردازیم. اگر بخواهم به صورت اجمالی و کلی عرض کنم، وضعیت فرهنگی ایده‌آل در دانشگاه‌ها وضعیتی است که دانشگاهیان ما اعم از اساتید، دانشجویان و کارکنان چهره‌های فرهیخته، آرمان‌گرا، مسئولیت‌پذیر، پرنشاط و امیدوار به آینده باشند. پس وظیفه فرهنگ این است که فضایی ایجاد کند که در آن امید، نشاط، آرمان‌گرایی، مسئولیت‌پذیری و تعامل سازنده با دیگران سکه رایج در دانشگاه‌ها باشد. آیا این مجموعه وظیفه تنها معاونت فرهنگی است؟ خیر، به دو جهت؛ اولا ما می‌گوییم این وظیفه تنها معاونت فرهنگی در دانشگاه نیست چون نهادهای دیگر فعال در عرصه فرهنگ در دانشگاه‌ها وجود دارند: نهاد نمایندگی رهبری، بسیج دانشجویی، تشکل‌های اسلامی، نشریات دانشجویی، تشکل‌های اساتید، انجمن‌های علمی و غیره. اساسا دانشگاه یک نهاد فرهنگی است. مگر ما می‌توانیم بگوییم که کتاب‌هایی که دارد در دانشگاه تدریس می‌شود، در حوزه فرهنگ مؤثر نیست. مگر ما می‌توانیم بگوییم نحوه تدریس یا نوع نگاه اساتید بر حوزه فرهنگ دانشگاه‌ها اثرگذار نیست. مگر ما می‌توانیم بگوییم که مجامع و تشکل‌ها و انجمن‌های اساتید و دانشجویان در حوزه فرهنگ مؤثر نیستند. بنابراین نه فقط نهادهایی مانند معاونت فرهنگی و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها بلکه بخش‌های مختلف دانشگاه بر وضعیت فرهنگی دانشگاه مؤثر هستند.
با این توصیف، ما دانشگاه را چگونه ارزیابی می‌کنیم؟
از نظر من؛ دانشگاه کانون فرهنگ است. من بارها گفته‌ام که از نظر من دانشگاه، کانون علم و فرهنگ و دین است چون فرهنگ ما فرهنگ دینی است. فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی ما متکی بر ارزش‌های دینی ساماندهی شده است. اساتید و دانشجویان و کارکنان ما انسان‌های متدینی هستند. قاطبه اساتید و دانشجویان ما در بحث اعتقادی، رفتاری و حوزه گرایش‌ها به مبانی دینی پایبند و علاقمند هستند. این مطلب را تحقیقات و پیمایش‌هایی که مرتب انجام می‌شود به ما نشان می‌دهد. اخیرا پیمایش‌ها نشان داد که بیش از 70درصد دانشجویان ما به نماز اعلام التزام کردند. بالای 60درصد به روزه اعلام التزام کردند. بالای 90درصد اعتقادشان را به مبانی دینی، به مبدأ و معاد اعلام کردند. در این تحقیقات، همین نسبت در میان اساتید بالاتر هم هست. بنابراین وضعیت فرهنگی ما از نظر دینی در فضای دانشگاهی در سطح بالایی است. از نظر علمی، نهادی علمی‌تر از دانشگاه‌ها نداریم و به حمدالله می‌بینیم که فعالیت علمی در دانشگاه‌های ما روز به روز در حال افزایش است. پیوندها و تعاملات اجتماعی در دانشگاه‌ها از سطح بالایی برخوردار است. ما می‌بینیم که در دانشگاه‌های ما علی‌رغم تنوع افکار و تضارب آراء، پیوندهای عاطفی و اجتماعی در سطح بالایی است.
با این حال، همین تحقیقات نشان می‌دهند که ضعف‌هایی هم داریم. بالاخره ایده‌آل ما این است که در دانشگاه‌های ما نزدیک به 100درصد دانشگاهیان ما به نماز و روزه و مبدأ و معاد معتقد و ملتزم باشند. وقتی در آمار به 70درصد یا 90درصد اشاره می‌شود؛ یعنی یک درصدی چنین اعتقاد و التزامی ندارند. وقتی می‌گوییم 72-73 درصد التزام به نماز دارند؛ اینها در سطوح مختلفی است؛ برخی از اینها نماز شب هم می‌خوانند و برخی دیگر ممکن است بعضی وقت‌ها نمازشان هم قضا بشود. به هر حال اینها مراتب دارند و یکسان نیستند.
فعالیت فرهنگی باید بتواند تعهدات دینی، تقیدهای رفتاری، میزان مسئولیت‌پذیری، میزان علم دوستی و تلاش برای رشد علمی، سطح هویت و تعلقات دینی و ملی و همچنین سطح امید، نشاط، علاقه‌مندی به آینده و تلاش برای اعتلای قدرت، اقتدار و انسجام کشور را افزایش بدهد. بنابراین وقتی ما داریم می‌گوییم که این جامعه مرکب از چهره‌های فرهیخته، متدین، مسئولیت‌پذیر و بانشاط است، به این معنی نیست که از آن سوی قضیه غفلت کنیم از اینکه یک سری نیازها و ملزومات فرهنگی در دانشگاه داریم که باید برای آنها تلاش و برنامه‌ریزی کنیم. اما نکته مهم این است که این تلاش و کوشش فرهنگی و برنامه‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها به ضرورت بایستی با رویکرد مشارکت‌جویانه باشد.
دانشجویان قشر فرهیخته و نخبه‌ای هستند. بنابراین ما نمی‌توانیم برای دانشگاهیان از بالا به پایین تعیین تکلیف کنیم و بخواهیم از بالا رشد فرهنگی ایجاد کنیم. خیر، در مدیریت فرهنگی ما بایستی مدیریت کنیم تا اینکه بسترهای رشد فرهنگی دانشگاهیان اعم از اساتید، دانشجویان و کارمندان فراهم بشود. چون چهره‌های دانشگاهیان عموما چهره‌های فرهیخته، اهل علم، اهل مطالعه و اهل قلم هستند، این ظرفیت در بین آنها وجود دارد که اگر بستر کافی فراهم بشود، آنها خودشان مشارکت می‌کنند و راه رشد و پیشرفت را باز می‌کنند. بنابراین وظیفه‌ای که ما داریم این است که تلاش کنیم که انگیزه‌های علمی ضعیف نشوند، تلاش کنیم که زمینه مشارکت در فعالیت‌های علمی، حضور در انجمن‌های علمی، حضور در فعالیت‌ها و مشارکت در فعالیت‌های دینی، حضور در فعالیت‌های قانونمند سیاسی افزایش پیدا کند. اگر این زمینه‌ها فراهم بشود، بدون شک دانشگاه در مسیر اعتلای فرهنگی اول خود دانشگاه و بعد اعتلای فرهنگی کلیت جامعه قرار خواهد گرفت.
به هر حال، در این موضوع یک ضعف‌هایی هم وجود دارد و نسبت به آن نیز نقدهایی وجود دارد که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نیز این نقدها را وارد دانسته‌اند. شما چه راهکارهای عملی برای حل این مشکلات دارید؟ ما الان می‌خواهیم در دانشگاه‌ها فضاسازی فرهنگی کنیم تا به آن فضای مطلوب برسیم. با توجه به نقشه مهندسی فرهنگی کشور و نقشه جامع علمی کشور و اسناد بالادستی، چه راهکارهای عملی برای استانداردسازی فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها در وهله اول و بعد برای این فضاسازی در نظر دارید؟
مقام معظم رهبری(مدظله العالی) همواره در سخنرانی‌ها و در بیانات و پیام‌های مختلف خود این را ابراز کرده‌اند که نگاه مثبتی به جامعه و دانشگاه دارند. برخلاف کسانی که می‌خواهند سیاه‌نمایی کنند و اشکالات را بزرگنمایی کنند، مقام معظم رهبری(مدظله العالی) همواره نسبت به اساتید، دانشجویان، دانشگاهیان و حتی عموم نسل جوان جامعه نگرش مثبت دارند اما از آنجایی که دانشگاه برای ایشان جایگاه بسیار رفیعی دارد، ایشان همواره به این تأکید داشتند که باید به همان میزان نقص‌ها و نقدهایی که وجود دارد، پرداخته بشود. من هم عرض کردم که ضمن اینکه ما دانشگاه را به عنوان کانون علم و دین و فرهنگ می‌دانیم اما فکر می‌کنم هم در حوزه علمی، هم در حوزه دینی و هم در حوزه فرهنگی ـ فرهنگ مبتنی بر ارزش‌های دینی ـ ضعف‌ها و نقص‌هایی می‌بینیم که باید برای رفع آنها تلاش کنیم.
البته در پرانتز بگویم که اصطلاحاتی مثل مهندسی فرهنگ یا استانداردسازی قابل تأمل است. البته مهندسی فرهنگی بحث دیگری است؛ مهندسی فرهنگی جامعه یعنی مدیریت جامعه باید با رویکرد فرهنگی باشد اما مهندسی فرهنگ تعبیری است که باید در مورد آن دقت کنیم چون فرهنگ پدیده‌ای نیست که ما بخواهیم شیءگونه و به صورت مکانیکی با آن برخورد کنیم. فرهنگ یک امر سیال و در حرکت است که با مشارکت جمعی کنشگران اجتماعی به تدریج شکل می‌گیرد و به تدریج تغییر می‌کند. بنابراین تغییرات فرهنگی، چه فعالیت‌هایی که برای اصلاح فرهنگ هست و چه رخدادهایی که موجب آسیب دیدن فرهنگ هستند، همگی به تدریج رخ می‌دهند. این گونه نیست که به شکل کلیشه‌ای و مکانیکی باشد و بخشنامه‌ای بتوان فرهنگ را تغییر داد اما قطعا مدیریت در حوزه فرهنگ مؤثر است و باید هم مؤثر باشد و باید هم مداخله داشته باشیم. برای این کار ما باید مرتبا ارزیابی و شناخت داشته باشیم یعنی نقاط قوت و ضعف را بشناسیم. اگر فقط نقص‌ها و ضعف‌ها را ببینیم، خود این مسئله مشکل‌ساز و خطرناک است چون القای بدبینی و بدگمانی و سیاه‌نمایی در حوزه فرهنگ، مخرب است. بنابراین اگر ضعف‌هایی می‌بینیم باید مثبت‌ها را هم ببینیم تا به اتکاء نقاط قوت بتوانیم نقاط ضعف را برطرف کنیم.
نکته دوم این است که بتوانیم روش‌های درست را انتخاب کنیم. اینکه ما متوجه شدیم که ضعف‌هایی وجود دارد و نسبت به آنها دغدغه‌مند شدیم، برای حل مسئله کافی نیست. علاوه بر شناخت مسئله و مشکل باید روش‌های درست اصلاح مشکل را نیز بشناسیم. بخشی از مشکلات ما از اینجا ناشی می‌شود که گاهی افرادی با دغدغه مثبت و انگیزه مثبت یک اشکال را به درستی تشخیص می‌دهند اما برای رفع آن روش‌هایی را استفاده می‌کنند که اتفاقا آن اشکال را بزرگ‌تر می‌کند و نه‌تنها آن مشکل را حل نمی‌کند بلکه اشکالات جدیدی را هم ایجاد می‌کند. بنابراین پس از مرحله اول یعنی شناخت اشکالات و نواقص باید بتوانیم در مرحله دوم روش‌های درست، مناسب و اثرگذار و کارآمد را انتخاب کنیم.
در مرحله سوم بایستی در حوزه مدیریتی سازماندهی کنیم یعنی بتوانیم بخش‌های مختلف را با یک رویکرد هم‌افزایانه به کار بگیریم و وارد عمل کنیم. به این معنا که در حوزه مدیریت رسمی دانشگاه و در حوزه مدیریت در بخش سازمان غیررسمی دانشگاه مثل مجامع، تشکل‌ها، انجمن‌ها، گروه‌های اساتید و دانشجویان و همچنین در فرآیندهایی که در دانشگاه وجود دارد مثل ساختارهای قانونی، روش‌های آموزشی و غیره، باید تأمل کنیم و یک رویکرد هم‌افزایانه در پیش بگیریم. بخشی از این رویکرد هم‌افزایانه به نقد وضعیت موجود و مدیریت است اما بخشی از آن هم به تکمیل مدیریت و با کمک مدیریت و حمایت از مدیران است. بخشی از آن هم این است که خود مدیریت، دیگران و بخش‌های غیررسمی بستری را فراهم کنند که همگان بیایند و در این حوزه مشارکت کنند. حوزه فرهنگی، حوزه‌ای است که باید با رویکرد همدلانه مبتنی بر اعتماد و مشارکت عمومی فعالیت آن پیش برود و تغییرات آن رخ دهد.
ممکن است بتوانیم در حوزه آموزشی با روش‌های مونولوگ و تک‌گویانه، معلمان و اساتید ما در کلاس‌هایشان، آموزه‌هایشان را منتقل کنند -که البته به آن هم نقد وارد است چون در حوزه دانشگاه که سطح تحصیلات عالی است، مونولوگ جوابگو نیست و بایستی این رویکردهای تک‌گویانه هم به سمت رویکردهای گفتگویی و دیالوگ برود- اما در حوزه فرهنگ به هیچ وجه این رویکرد موفق نیست.
در حوزه فرهنگ ما صرفا با گفتن و شنیدن مسائل حل می‌شود و با گفتن یک سویه کار ما پیش نمی‌رود. بنابراین گفتن و سخنرانی کردن یکی از روش‌ها بود. روش‌های موفق‌تر این است که ما بستری را فراهم کنیم که افراد بیایند و فکرکنند و به تفکر واداشته بشوند. در مورد ضعف‌های موجود مشارکت کنند، کمک کنند و برای اینکه رفتارها و کنش‌های مثبت و مبتنی بر فرهیختگی، ارزشمندی و آرمان‌گرایی رواج پیدا کند، تمرین عملی کنند. این مرحله و این اقدام مبتنی بر مقدمات قبلی است یعنی شناخت نقاط قوت و ضعف، انتخاب روش‌های درست و در نهایت جلب مشارکت و هم‌افزایی گروه‌های مختلف. تلاش ما در حوزه مدیریت آموزش عالی بر این است که بتوانیم با هماهنگی و همکاری بخش‌های مختلف این کار را بکنیم.
در همین راستا، شما می‌بینید که در طول دو سه سال گذشته، آن‌طور که دوستانی که سابقه‌شان بیشتر از ما است، ارزیابی می‌کنند، این میزان هماهنگی و همدلی که در بین مسئولین فرهنگی در بخش‌های مختلف وجود دارد، در یک سطح بالا و شاید کم‌نظیر است.
نکته دوم این است که تلاش شده است که زمینه مشارکت و نقش‌آفرینی گروه‌ها و تشکل‌های مختلف فراهم بشود. به ویژه در این بین تشکل‌های انقلابی نقش مهمی دارند. بعضا شاید گفته شود که حمایت از این مجموعه‌ها باید بیشتر بشود. ما هم قبول داریم که باید بشود اما در حد امکانات، ما حمایت‌های مختلف از مجامع و تشکل‌ها داشته‌ایم. شاید اگر دو داده دو آمار به شما بدهم، برای شما جالب باشد: اولا از نظر مالی، میزان حمایت ما از تشکل‌های موجود در طول سال‌های 93 و 94 یعنی در طول دو سال حدود 140درصد رشد کرده است. از نظر حمایت‌های معنوی، حتی تشکل‌های سیاسی، اتحادیه‌هایی که از نظر قانونی مشکلاتی داشتند که تعداد تشکل‌ها و دفاتر آنها محدودتر بود، سعی کردیم که اینها توسعه پیدا کنند. اتحادیه‌ای مانند جنبش عدالتخواه دانشجویی که یک تشکل ارزشمند است، تعداد تشکل‌های رسمی آن یک زمانی کمتر از 10 تا بود و بنابراین از نظر قانونی مشکل داشتیم.
طبق قانون اگر اتحادیه‌ای کمتر از 20 تشکل داشته باشد از نظر قانونی در معرض سؤال است. ما از این دوستان خواستیم که باید تعداد تشکل‌هایتان را افزایش بدهید وگرنه از نظر قانونی مشکل پیدا می‌کنید و به آنها کمک کنیم که این مشکل قانونی برطرف بشود. این مشکل در مورد دفتر تحکیم وحدت نیز بود. با آن دوستان هم وارد گفتگو شدیم و تأکید کردیم که اگر شما تعدادتان به 20 تا نرسد مشکل قانونی دارید و کاری از دست ما هم ساخته نیست. سال 92 یعنی قبل از اینکه بنده وارد معاونت فرهنگی بشوم، در آخرین انتخاباتی که دفتر تحکیم وحدت برگزار کرد تنها 8 تشکل شرکت داشتند. همان زمان هیئت نظارت، آنها را به صورت مشروط تأیید کرد به جهت اینکه از نظر قانونی مشکل داشتند و ما از آن دوستان خواستیم که تلاش کنند و از آنها حمایت کردیم تا تعداد تشکل‌هایشان را افزایش بدهند. الان اعلام کرده‌اند که می‌خواهند جلسه انتخاباتشان را برگزار کنند و الحمدلله اعلام کردند که بالای 20 تشکل رسمی دارند. البته آنها به ما اعلام کردند که 29 دفتر دارند. شما 29 دفتر را با 8 دفتر و یا ادعایی که می‌شد که 14 تا است، مقایسه کنید. اینها در طول این دو سال تشکیل شده است. اگر الان تحکیم وحدت 29 دفتر دارد در مقایسه با 8 تشکلی که 3 سال پیش داشتند یعنی در طول این دو سه سالی که ما تلاش کردیم که به آنها کمک کنیم و خودشان هم تلاش کرده‌اند که بتوانند جلب مشارکت بیشتری داشته باشند، توانسته‌اند تعداد دفاترشان را به نصاب قانونی و سطح قابل قبولی برساند در حالی که اگر رویکرد حمایتی از آنها نبود طبیعتا این بحران یا مشکل برای آنها ایجاد می‌شد. طبیعتا انتقادات زیادی هم بود که اصلا چرا اینها تعلیق و تعطیل نمی‌شوند. منتها نگاه ما همواره بر این بود که اینها بایستی بر اساس فرجه‌ای که در اختیار آنها قرار داده شده است، حمایت بشوند تا بتوانند حد نصاب خودشان را تأمین کنند. البته باز هم توصیه می‌کنیم که همیشه مبنا قانون است و ما حمایت می‌کنیم که در چهارچوب قانون فعالیت‌ها توسعه پیدا کند.
در مورد بسیج دانشجویی که یک نهاد ارزشمند انقلابی است و در اکثر دانشگاه‌های ما نیز فعالیت دارد، ما در دو فعالیت عمده از این تشکل حمایت کردیم: اول بحث کنگره شهدای دانشجویی بود. به دلیل اینکه فکر می‌کنیم ترویج ارزش‌های مبتنی بر ایثار و شهادت یک اقدام ارزشمند و ماندگار فرهنگی است که به رشد فرهنگ انقلابی و دینی در جامعه و به ویژه در دانشگاه کمک می‌کند، این کنگره را برگزار کردیم. عزیزان بسیج دانشجویی نیز به عنوان دبیر این کنگره در سطح ملی و در سطح دانشگاهی فعالیت کردند. البته در سطح ملی وزیر محترم و معاونت فرهنگی مسئولیت هدایت این موضوع را داشتند؛ در سطح دانشگاه‌ها نیز رؤسای دانشگاه‌ها و در سطح استان‌ها نیز رؤسای دانشگاه‌های مادر بودجه این کنگره را در سطح ملی تأمین کردند. 500 کنگره در سطح 500 دانشگاه تشکیل شد به اضافه 31 کنگره استانی و یک کنگره سراسری که یک کار فوق‌العاده تاریخی بود که آثار گهرباری داشت. اقدام بعدی توسعه اردوهای راهیان نور بود. در آنجا نیز به لحاظ سیستمی به آن سامان جدیدی بخشیدیم. اردوهایی که فقط توسط یک تشکل برگزار می‌شد تبدیل به یک اردوی ملی شد که در سطح ملی با محوریت وزیر محترم علوم و در سطح استانی با محوریت رئیس دانشگاه مادر و البته با فعالیت بسیج دانشجویی به عنوان مسئول دبیرخانه این جریان، توسعه پیدا کرد. این توسعه باعث شد که ما شاهد رشد روزافزون کمی و کیفی این حرکت باشیم.
این جنس حرکت‌ها است که باعث می‌شود که فرهنگ ارزشی و ترویج ارزش‌های دینی انقلابی در کشور و در دانشگاه‌ها جریان و توسعه پیدا کند. به همین سیاق، ما به کارهای ابتکاری هم دست زدیم. به عنوان مثال، ما نهضت رضوی را در دانشگاه‌ها شروع کردیم. نهضت رضوی شامل سه بخش است: یکی جشنواره‌های رضوی است. برای اولین بار در سال 93، ما 16 جشنواره ملی را در 16 دانشگاه آغاز کردیم. البته در تمام دانشگاه‌های کشور فراخوان این جشنواره داده شد که این 16 جشنواره به شکل ملی و همزمان برگزار می‌شود. دانشگاه‌های مختلف کشور از تهران تا شیراز، اهواز، خراسان، گیلان، اصفهان و دانشگاه‌های مختلف در این مسیر مشارکت کردند و کار بسیار بزرگی انجام شد که هزاران اثر علمی، هنری، فرهنگی تولید شد. این حرکت در سال 94-95 به 29 جشنواره ارتقا پیدا کرد. یعنی 16 جشنواره در سال تحصیلی 93-94 برگزار شد و در سال 94-95 الان ما 29 جشنواره ملی رضوی را به طور همزمان داریم پیش می‌بریم که دانشگاه‌های مختلف متولی آن هستند. علاوه بر جشنواره‌ها، اردوهای رضوی را سازماندهی کردیم که به تدریج دارد به یک جریان در دانشگاه‌ها تبدیل می‌شود. علاوه بر این‌ها، تشکیل کانون‌های رضوی در دانشگاه‌هاست. مجموعه اینها در حوزه سیره رضوی و عترت و سیره ائمه اطهار یک حرکت جدید است که موجب ترویج ارزش‌های دینی در جامعه خواهد شد.
البته در جهت ترویج ارزش‌های ملی و تقویت هویت ملی نیز تلاش کردیم با مشارکت خود دانشجویان فعالیت‌های عام المنفعه و اجتماعی با رویکرد ملی توسعه پیدا کند. ما کانون‌های فرهنگی اجتماعی را توسعه دادیم. جشنواره‌های ملی کانون‌ها را سامان‌دهی کردیم. ما بعد از وقفه‌ای نسبتا طولانی، جشنواره “رویش” که مختص کانون‌های فرهنگی هنری است را در شیراز برگزار کردیم. در سال جاری این جشنواره در دانشگاه امیرکبیر با مشارکت بیشتر کانون‌های مختلف برگزار خواهد شد. این جشنواره باعث شده است که یک جوش و خروشی در کانون‌های فرهنگی و دینی ما رخ بدهد که نزدیک به 45درصد رشد فعالیت‌های کانون‌های فرهنگی هنری اجتماعی را به صورت میانگین داشته باشیم. البته در برخی دانشگاه‌ها بیشتر از این مقدار بوده است. این بستری برای مشارکت دانشجوها در کانون‌های هلال احمر، محیط زیست، گردشگری، کانون‌های دینی مثل کانون حجاب و عفاف و کانون امر به معروف و نهی از منکر است. ما تلاش کردیم که در کانون‌های قرآن، حرکت قرآنی توسعه پیدا کند؛ به طور منظم و مرتب جشنواره‌های ملی، منطقه‌ای و دانشگاهی و نهایتا جشنواره‌های سراسری و آن هم در دانشگاه‌های مختلف در حال برگزاری است. این حرکتی بوده است که ما به سمت ایده‌آل داشته‌ایم. سعی کرده‌ایم در بخش‌های مختلف ضعف‌ها را شناسایی کنیم و به سمت ایده‌آل نزدیک بشویم.
بخشی از نقدهایی که در حوزه فرهنگی دانشگاه‌ها مطرح می‌شود مربوط به فعالیت‌هایی مانند برگزاری اردوهای مختلط و کنسرت‌های موسیقی است که از قبل وجود داشت و طبق ضوابطی پیشین، ممنوعیتی نداشته‌اند؛ اما دغدغه‌هایی رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) داشته‌اند که اگر چه کنسرت‌ها در جامعه محدودیتی ندارند اما در دانشگاه نباید کنسرت برگزار بشود. این به معنی آن نیست که موسیقی ممنوع است بلکه کنسرت به معنی یک فعالیت هنری جذاب در تالارهای مختلف در حال برگزاری است و قوانین و ضوابط هم مشخص شده‌اند و حریم‌های شرعی نیز به فتوای رهبری معظم انقلاب(مدظله العالی) برای آن منعی ایجاد نکرده است اما بحث این بود که در دانشگاه‌ها جاذبه‌های برنامه‌های فرهنگی نباید به سمت جاذبه‌های خاصی برود که ذهن عزیزان دانشجو را مقداری از حوزه فعالیت‌های علمی و فکری دور کند.
بنابراین ما آئین‌نامه را اصلاح کردیم؛ آئین‌نامه‌ای که در کارگروهی در شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها نهایتا به تصویب رسید و توسط دبیرخانه اسلامی شدن دانشگاه‌ها ابلاغ شد. در سال گذشته به هیچ کنسرتی مجوز داده نشد در حالی که در سال‌های 90،91،92 و سال‌های قبل از آن وجود دارد و از سال 93 رو به کاهش گذاشته و در سال 94 تقریبا به جز مواردی که به صورت تخصصی در گروه‌های دانشکده‌های هنر و گروه‌های موسیقی بوده است، ما دیگر به کنسرت‌های موسیقی عمومی اجازه برگزاری ندادیم.
در مورد اردوهای مختلط هم از اول موضع ما این بوده است که اردوها به عنوان اردوهای فرهنگی باید به صورت جداگانه برگزار بشود. در این مورد بخشنامه‌هایی کردیم و آمارها نشان می‌دهد که این روند کاهش پیدا کرده است و جلوی آن گرفته شده است. البته هنوز این نقد مطرح می‌شود که اردوهای مختلط برگزار می‌شود. در آنجا منظور اردوهای فرهنگی نیست بلکه سفرهای آموزشی است که طبق قوانینی که در قبل بوده است منعی نداشته است منتها ما بخشنامه کرده‌ایم که در تمام اردوها حتی سفرهای آموزشی باید حریم‌ها حفظ شوند. الان داریم روی آئین‌نامه کار می‌کنیم که با همکاری دستگاه‌های مختلف از جمله نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، دبیرخانه شورای اسلامی شدن و سایر دستگاه‌های فعال در حوزه آموزش عالی آن آئین‌نامه‌ها را نیز اصلاح کنیم تا اشکالات به حداقل برسند. آن چیزی که بنده مطمئنم این است که این جنس اشکالات مثل کنسرت و اردوهای مختلط نسبت به قبل بسیار کاهش پیدا کرده است.
هیچ مجوزی در دانشگاه‌ها در این حوزه داده نمی‌شود. در دانشگاه‌ها بر اساس بخشنامه‌ای که ابلاغ شده است و پیگیری‌هایی که انجام شده است، به شکل رسمی جلوی این موارد گرفته شده است. اما ممکن است به شکل غیررسمی گروه‌های دانشجویی به شکل مختلط و همراه با هم سفرهایی را ترتیب بدهند که البته از حوزه اختیارات و امکانات ما خارج است اما باز هم تلاش کرده‌ایم که با فرهنگ‌سازی و برخی توصیه‌ها در حد امکان جلوی آنها را بگیریم. علاوه بر این، در حوزه سفرهای دانشجویی هم مواردی بوده است که همان‌طور که گفتم از طریق آئین‌نامه‌ها در حال انجام است.
بنابراین در پاسخ به سؤال شما که برای رفع اشکالات موجود چه باید کرد، بخشی از آن در سطح کلان است که از طریق سیاست‌گذاری‌ها و تدوین و اصلاح آئین‌نامه‌ها دارد انجام می‌شود. بخشی از آن از طریق بخشنامه‌های اجرایی انجام شده است و ما همیشه این مسیر را تعقیب کرده‌ایم و بخشی از آن هم از طریق حمایت از فعالیت‌های مثبت و سازنده است. اینکه ما می‌گوییم اردوهای مختلط که می‌تواند زیانبار باشد و نباید برگزار بشود، کافی نیست. بایستی اردوهای مثبت و سازنده را ترویج کنیم تا روش‌های اثرگذار، نافع و جذاب را بتوانیم برای توسعه علایق و نگرش‌ها و کنش‌های فرهنگی به کار ببریم. برای این امر، از طریق کارهای ابتکاری و حمایت‌های لازم به آن سمت پیش رفته‌ایم و ادامه خواهیم داد.




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©