کد: ۱۳۰۸۲۲۳       تاریخ انتشار: ۴ مرداد ۱۳۹۶

دکتر گلابچی عنوان کرد:
مطالعه تاریخ صفویه در حقیقت مطالعه تاریخ تمدن ایران اسلامی است
مردادماه امسال کنفرانس نقش صفویان در احیای فرهنگ و تمدن ایران و اسلام به همت کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران شورای عالی انقلاب فرهنگی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل در این شهر برگزار خواهد شد. به همین مناسبت مرکز خبر شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره معماری و شهرسازی در دوران صفوی و نقشی که صفویان در رشد و ارتقای این هنر در ایران داشته‌اند به گفتگو با دکتر محمود گلابچی، استاد دانشگاه تهران پرداخته است.
ارزیابی شما از جایگاه دوران صفویه در معماری و شهرسازی ایرانی چیست؟
دوران صفویه دوران اوج شکوه معماری و هنر کشور ایران در طول تاریخ آن به شمار می‌رود.
از گذشته‌های دور و از زمانی که آثار معماری ایران‌زمین در تخت جمشید، در پاسارگاد، در تخت سلیمان و در تیسفون شکل گرفت ایرانیان قدرت و توانایی مردم خود را در هنر و در معماری به جهان نشان دادند.
هر چند در دوره‌های مختلف تاریخی، فراز و نشیب‌های بسیاری بر معماری و هنر ما گذشته است، اما در دوران صفویه این روند به اوج خود رسید و آثاری که در دوران صفویه شکل گرفت معماری، هنر و حتی شهرسازی و فناوری ما را به یک اوج و به یک مرتبه کاملا متفاوت از گذشته آن ارتقا داد.
امروز وقتی که ما آثار معماری دوران صفویه را، نه تنها در شهر اصفهان بلکه در تمام ایران، بررسی می‌کنیم به ویژگی‌هایی برمی‌خوریم که نشان می‌دهد چگونه در این دوران هم معماری ما و هم هنر ما توانست یک فرصت مغتنم و یک موقعیت استثنایی به دست بیاورد. در این دوران به خاطر حمایتی که از طرف حکومت از آثار معماری فاخر و از توسعه هنر در کشور صورت گرفت این امکان فراهم شد که بناهای بسیاری شکل بگیرد که امروز هم موجب افتخار ماست؛ از مسجد امام اصفهان تا مدرسه چهار باغ، از پل خواجو تا سی و سه پل، از عمارت چهل ستون تا عالی قاپو، از مسجد شیخ لطف‌الله تا بناهایی که در طول دوران صفویه در کشور با کاربری‌های مختلف ساخته شد. برای مثال در این دوره بیش از چند صد کاروانسرا برای راهنمایی و اقامت و اسکان مسافرانی که در مسیر بین شهرها در حرکت بودند در کشور ساخته شد. این کاروانسراها که الگوی هتل‌های امروزی‌اند، از نظر معماری و طراحی، کارهای برجسته و بی‌نظیری هستند. یک نمونه این کاروانسراها را شما در کنار مدرسه چهار باغ اصفهان و به عنوان مهمانسرای عباسی اصفهان می‌بینید. در آن دوره نه تنها در زمینه کارونسرا بلکه حتی در زمینه پل‌ها، در زمینه سد، بند، آبگیر و کانال‌های آبرسانی کارهای بسیاری شد. در آن دوران حتی در مشاهد مشرفه آثار برجسته‌ای شکل گرفت. ایوان عباسی در حرم امام رضا(ع)، در مقابل ایوان طلا، در صحن عتیق (صحن انقلاب فعلی)، کاملاً نشان‌دهنده هنر آن دوران است. این ایوان به دستور شاه عباس و در زمانی که او به مشهد سفر کرد ساخته شد. آثاری از این دست را می‌توان در سردر ساعت، سردر نقاره‌خانه و حتی در گنبد طلای حرم امام رضا(ع) دید که در دوران پادشاهان صفوی مثل شاه طهماسب و شاه عباس و دیگر زمامداران دوران صفویه خلق شده است. کتیبه خط رضا عباسی و نقوش بسیاری در مجموعه حرم امام رضا(ع) مربوط به آن دوران است. بنابراین ما می‌بینیم که چگونه هم بناهای ما و هم هنرهای مختلف مانند، خطاطی، طراحی، مقرنس،‌ کاشی‌کاری و آینه‌کاری در این دوره به طور چشمگیری ارتقا یافت.
آثار دوره صفویه در هنرهای گوناگون را در نقاط مختلف کشور می‌توان دید. نقاشی‌ها در چهل ستون و عالی قاپو و دیگر بناها، مینیاتورها، شاهنامه‌هایی که در آن دوره نقاشی شد، قرآن‌هایی که تذهیب و خطاطی شد و دیگر عناصری که در هنر ما در آن دوران توسعه پیدا کرد همگی نشان می‌دهد که دوران صفویه نه تنها انسجام و یکپارچگی سیاسی را در کشور ایران به همراه داشته، بلکه در توسعه حوزه معماری و هنر در کشور نیز نقش داشته است.
به عنوان مثالی از شهرسازی می‌توان به میدان نقش جهان اصفهان اشاره کرد که یکی از بزرگترین میدان‌های شهری جهان است. در چهار ضلع این میدان چهار عنصر تشکیل‌دهنده یک جامعه به خوبی جای گرفته است. در یک ضلع میدان، بنای عالی قاپو قرار دارد که نماد زمامداری، حکومت، سیاست و اداره امور جامعه است. در ضلع دیگر میدان، مسجد امام اصفهان که در آن زمان به نام مسجد شاه خوانده می‌شده واقع است. این مسجد نشان باور، اعتقادات، مذهب، فرهنگ، آیین و سنت‌های مردم کشور ماست که ما آن را بخشی از اجزای متشکله یک جامعه می‌دانیم. در ضلعی دیگر از میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطف‌الله را می‌بینیم که محل درس عالمی به نام شیخ لطف‌الله بوده که شاه عباس او را از لبنان به ایران دعوت کرده بود. این مسجد نیز به عنوان نمادی از نهاد تعلیم و تربیت که یکی از اجزای متشکله جامعه است، دیده می‌شود. نهایتاً ضلع چهارم میدان نقش جهان به بازار و محل کسب و کار و فعالیت‌های اقتصادی اختصاص دارد که جزئی دیگر از اجزاء تشکیل‌دهنده جامعه است. می‌بینید که میدان نقش جهان با آب‌نماهایش و با ابعاد و هندسه و تناسباتی که دارد، بسیار زیبا طراحی شده است، ولی ضمنا به چه زیبایی نشانی از یک جامعه را با عناصر متشکله آن انعکاس داده است.
از این نمونه‌ها بسیار است و به عنوان مثال چهار باغ عباسی خیابانی است که هنوز هم در دنیا مانند آن را به سادگی نمی‌توان یافت. این‌ها همه نشان می‌دهد که در آن دوران ما توانسته‌ایم در حوزه معماری، هنر، شهرسازی و حتی مهندسی و فناوری کارهای برجسته‌ای انجام بدهیم و این بخشی از دستاوردهای کشور ما در زمانی بود که صفویه توانستند یک آرامش و یکپارچگی را به کشور برگردانند و هنرمندان، معماران و سازندگان را برای خلق چنین آثاری تشویق و ترغیب کردند.
 
به نظر شما چه روحیه‌ای پشتوانه این اتفاقات بوده است؟ آیا توضیحی برای این موضوع دارید؟
دلیل اول آن این است که آیین ما اسلام، و به خصوص معارف ما در مذهب تشیع، که علم و دانش و فرهیختگی را تشویق می‌کند باعث شد که شاهان صفوی به این موضوع در کشور توجه کنند و برای دانش و فرهیختگی ارزش و جایگاه قائل شوند. کسی مانند شیخ بهایی که هم فقیه و هم فیلسوف بود، و هم هندسه و ریاضیات می‌دانست در دربار صفویه جایگاه والایی داشت. در فلسفه آن دوران هم ما ملاصدرا را می‌بینیم که با او فلسفه ما ارتقا پیدا کرد. بنابراین بخشی از این تحول ناشی از ‌آن نگاهی بود که اسلام و آیین ما به فرهیختگی و دانش و دانشمند دارد.
نکته دیگر این است که در دوران صفویه پادشاهان به خوبی دانسته و توجه کرده بودند که کشور ما کشوری است با استعدادهای بی‌نظیر. به عنوان مثال پادشاهان صفویه با وجود این که خود از منطقه‌ای آذری‌زبان بودند اما زبان فارسی را در کشور توسعه دادند. در زمان آنها زبان فارسی زبان رسمی کشور شد و اعتلا یافت و برای نخستین بار در کشور شاهنامه‌خوانی به راه افتاد. پس به نظر می‌رسد که تحولات به وجود آمده در آن دوران حاصل نگرش و تدبیری بود که پادشاهان صفویه داشتند و همین نگرش امکان‌هایی را برای جامعه ایجاد کرد.
 
گرایش و علاقه خاصی را که پادشاهان صفوی به شهرسازی از خود نشان داده‌اند، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
علت این که در دوران صفویه به شهرسازی توجه شد توسعه شهرهای ما بود. آنها اصفهان را پایتخت قرار دادند ولی به همان وسعتی که پیش از‌ آن داشت اکتفا نکردند. جالب است بدانید که نام قدیمی منطقه‌ای که اصفهان در‌ آن واقع بوده و در آن گسترش یافته اراضی جی بوده است و شهر جی‌پور، در هندوستان، از روی الگوی اصفهان ساخته شده است. ماجرای ساخته شدن جی‌پور از روی الگوی اصفهان از این قرار است که یکی از پادشاهان هند پس از سفر به ایران و دیدن این شهر،‌ چنان مجذوب آن می‌شود که دستور می‌دهد شهری مانند آن در هند ساخته شود و به همین خاطر آن شهر را جی‌پور، یعنی فرزند جی، می‌نامند. این شهر از جمله شهرهای آباد امروز کشور هندوستان است و جمعیتی در حدود سه میلیون نفر دارد.
به عبارتی به دلیل اینکه صفویان در توسعه شهری اهتمام داشتند باعث پرورش یافتن افکار و طرح‌ها و انجام اقداماتی شدند که نمونه آن را در اصفهان می‌بینیم. ولی این آثار محدود به اصفهان نیست. راه‌ها و پل‌هایی که آنها ساختند و کاروانسراهایی که بنا کردند نشان می‌دهد که آن‌ها به توسعه شهری به عنوان یک زیرساخت نگاه می‌کردند و به توسعه زیرساخت‌ها به درستی توجه داشتند. در واقع به دلیل این که کشور در دوران آرامش و ثبات قرار داشت آنها موفق شدند، طبق بعضی از تواریخ، هزار کاروانسرا بسازند و این خود بخشی از رویکرد درست آنها برای توسعه و آبادانی کشور بود.
می‌دانید که سی و سه پل که با نام پل الله‌وردی خان نیز شناخته می‌شود به دستور شاه عباس و توسط سردار او الله‌وردی خان به این منظور ساخته شد که پادشاهان و سران کشورها که به اصفهان می‌آیند بتوانند با اسب و به صورت سواره از روی زاینده رود عبور کنند و اصفهان و زاینده رود را ببینند. به همین جهت سی و سه پل هم در وسط مسیری برای عبور اسب و کالسکه دارد و هم در دو طرف دارای راهی برای عبور عابر پیاده است. با چنین دقت‌هایی بوده که یکی از بهترین و زیباترین پل‌های جهان، یعنی سی و سه پل، ساخته شد. پل خواجو نیز در مهندسی پل در جهان بی‌نظیر است. در کتابی که من در مورد پل‌های ایران و جهان تألیف کرده‌ام وقتی که پل‌های دوران صفویه و اصفهان را در کنار پل‌های بسیاری که در جهان ساخته شده مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم که آن پل‌ها در مقابل پل‌های اصفهان کوچک و ناچیز هستند. این‌ها همه نشان از همان توجه درستی دارد که یک جامعه می‌تواند به معماری، مهندسی و شهرسازی داشته باشد.
 
آیا معماری و شهرسازی ایرانی در دوره صفویه از دیگر نقاط جهان و دیگر سبک‌های معماری نیز تأثیر پذیرفته است؟ یا این که بناها و طراحی‌ها در این دوره همه حاصل فراست و خلاقیت سازندگان و طراحان آن دوره بوده است؟
البته می‌دانید که ما از گذشته چه در فلسفه که با یونان مراوده داشته‌ایم و چه در طب که از جندی شاپور شروع کردیم و چه در مهندسی و ساخت بناها که با کشورهای دیگری مانند روم شرقی و منطقه انطاکیه و تمدن بیزانس تعاملات داشته‌ایم، از یافته‌ها و نتایج آنها در کشورمان بهره گرفته‌ایم، اما در مورد دوران صفوی این جریان کاملا جهت عکس دارد و شبه قاره هند به نحو وسیعی تحت تأثیر ایران و معماری آن و حتی زبان فارسی قرار گرفت. تاج محل را، که یکی از بزرگترین و مهمترین و زیباترین بناهای تاریخی جهان است، معماران ایرانی ساخته‌اند و حتی کتیبه‌های تاج محل به زبان فارسی است. اساسا کشور هند در این دوران، چه در معماری، چه در زبان و چه در فرهنگ، به نحو وسیعی تحت تأثیر معماری، شعر و هنر ایران بوده است. یک مثال آن در آگرا تاج محل است. بسیاری از کاخ‌ها و بسیاری از بناهای بزرگ دیگر که همین امروز جزو آثار دیدنی کشور هند محسوب می‌شود، مانند قلعه قرمز، منقش به اشعار و کتیبه‌هایی به زبان فارسی است. می‌دانید که امیر خسرو دهلوی، شاعر پارسی‌گوی هندوستان، دیوانی به اندازه دیوان حافظ دارد. این که در دربار پادشاهان هند به فارسی سخن گفته می‌شد خود نشان می‌دهد که در آن دوران کشور هند تا چه حد تحت ایران بوده است. حاکمیت زبان فارسی، به عنوان دومین زبان رسمی در هندوستان و در واقع به عنوان زبان علمی و فرهنگی، تا پیش از تسلط انگلیس بر شبه قاره ادامه داشت و پادشاهان هند به نحو عجیبی به زبان پارسی، به پارسیان، به بازرگانان پارسی، به دانشمندان پارسی، به شاعران پارسی و به هنرمندان و معماران پارسی توجه داشتند، آنها را بزرگ می‌داشتند و همیشه از آنها قدردانی می‌کردند. این‌ها همه نشان‌دهنده آن بود که چگونه کشور ما و تمدن ما کشور هند را تحت تأثیر خود قرار داده بود.
 
به نظر شما تا چه حد می‌توان از معماری و شهرسازی دوران صفویه در معماری و شهرسازی امروز کمک گرفت؟
متأسفانه امروز معماری ما از آن هویت، اصالت و ویژگی‌هایی که اساس معماری کشورمان بود، فاصله گرفته است. ولی در عین حال امروز هم افتخار ما در معماری، در هنر و در بسیاری از موارد به آثاری است که در همان دوران شکل گرفته است. امروز هم هنرمندان ما از رسم هندسی ایرانی اسلامی که در دوران صفویه به اوج خود رسید برای طراحی‌ها استفاده می‌کنند و این رسم هندسی در همه طرح‌های معماری و در آثار هنری به کار می‌رود. هنوز هم نقش زیر گنبد مسجد شیخ لطف‌الله یک نماد بی‌نظیر از طراحی‌های هنری ماست. بنابراین امروز هم ما به نحوی از هنر و از دستاوردهای آن دوره بهره می‌گیریم. اما با توجه به تغییراتی که در جهان به لحاظ نوع مسالح و کیفیت زندگی و ... به وجود آمده، شاید ما تکرار همان بناها را عیناً در زمان حاضر انتظار نداشته باشیم، اما درس‌هایی که بناهای دوران صفویه می‌توانیم بگیریم به ما بسیار کمک می‌کند.
من در کتاب‌هایی مانند فن‌شناسی معماری ایران یا پل‌های ایران و جهان به این موضوع پرداخته و نشان داده‌ام که مفهوم پل ـ فضا در پل خواجو و در سی و سه پل، تا چه حد در دنیا مورد توجه است. پل خواجو و سی و سه پل، در عین حالی که نقش پل را دارند، فضایی هستند برای حضور انسان‌ها و افراد می‌توانند در متن آن پل ساعت‌ها در کنار رودخانه باشند. پل خواجو یک کوشک ایرانی در میانه دارد. افراد در پل خواجو می‌توانند ساعت‌ها روی پله‌های آجری بنشیند و در حالی که رودخانه راه خود را می‌رود، در متن آن قرار بگیرند، به مسیری که رودخانه می‌پیماید نگاه کنند، صدای آب را بشنوند و بچه‌ها هم می‌توانند روی آجرفرش پل بازی کنند. بنابراین پل خواجو، علاوه بر پل بودن، امکان حضور مردم و خانواده‌ها را در ساعت‌های زیادی از روز در متن رودخانه می‌دهد و به این صورت یک خاطره جمعی و یک فضای مطلوب را برای حضور خانواده‌ها در طول ساعات روز ایجاد می‌کند و آن‌ها می‌توانند اوقات فراغت‌شان را در آنجا بگذرانند.
علاوه بر این‌ها می‌دانید که پل خواجو ضمنا سد هم هست و اگر تیغه‌هایی مقابل دهانه‌های آن قرار داده شود تبدیل به یک بند می‌شود و می‌توان پشت پل آب برای شهر اصفهان ذخیره کرد.
به همین جهت من وقتی در کنفرانس‌های بین‌المللی بسیاری که به عنوان سخنران کلیدی حضور پیدا کرده و این گونه رویکردها را مطرح می‌کنم، شرکت‌کنندگان اذعان می‌کنند که تا چه حد نگاه معماران و طراحان ما در 400 سال پیش پیشرفته بوده است.
این پل‌ها سازه‌هایی هستند که ما امروز هم باید از آن‌ها درس بگیریم. امروز هم پل‌های ما، برای این که مورد اقبال و استفاده باشند، حتی پل‌های عابر پیاده، باید پل‌هایی باشد که ضمناً یک فضای مناسب برای عبور افراد ایجاد کنند. بنابراین بله ما باید از هنر و از یافته‌های دوره‌های گذشته تاریخی، از جمله صفویه، درس‌هایی برای آینده هنر، معماری، شهرسازی و مهندسی خودمان بگیریم. امیدوارم این شناخت در کشور ما روزافزون شود و کنفرانس نقش صفویان در احیای فرهنگ و تمدن ایران و اسلام نیز شناخت بیشتری در ابعاد معماری و هنر این دوران به جامعه ما بدهد و معماران و هنرمندان ما از‌ آن شکوه و عظمتی که ما امروز هم به آن افتخار می‌کنیم درس‌های ارزشمندی برای شکوه و عظمت و اقتدار کشورمان بگیرند. بسیاری از گردشگرانی که به ایران سفر می‌کنند ایران را با همین آثاری می‌شناسند که من به برخی از آن‌ها اشاره کردم. امیدوارم این کنفرانس نیز که به موضوع صفویه خواهد پرداخت، توجه بیشتری را به دستاوردهای جامعه ایرانی در عرصه‌هایی که کمتر مورد توجه بوده، از جمله در موضوع معماری، هنر، شهرسازی و مهندسی، برانگیزد تا بتوانیم از آثاری که در آن دوران ساخته شد، هم به عنوان بخشی از ثروت‌های فرهنگی و هم به عنوان بخشی از درس‌ها برای ساختن آینده بهتر، بیش از گذشته بهره‌گیری کنیم.
 
انتهای پیام/ م




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©