کد: ۱۳۰۸۹۶۵       تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶

لزوم بازاندیشی در سیاست‌های آموزش زبان‌های خارجی
دکتر نگار داوری اردکانی دانشیار دانشگاه شهید بهشتی در یادداشت ذیل به لزوم بازاندیشی در سیاست‌های آموزش زبان‌های خارجی پرداخته است.
برنامه‌ریزان زبان بر این نکته اتفاق نظر دارند که بخشی از موفقیت برنامه‌ریزی زبان ملی، در گرو داشتن برنامه‌ای مدون و منطقی برای آموزش زبان‌های خارجی، دوم و اقلیت‌ها است و چنانچه پیشتر بر این مهم در مقالات متعددی پیرامون برنامه‌ریزی زبان فارسی تاکید نموده‌ام، از مهم‌ترین پایه‌های گسترش یک زبان، توجه به آموزش آن است، به طوری‌که یکی از سه شاخه اصلی برنامه‌ریزی زبان را برنامه‌ریزی زبان در آموزش نامیده‌اند که شامل هم آموزش زبان‌ها و هم نقش بنیادین زبان در آموزش است. (داوری، ۱۳۸۷) البته این نکته هم مهم است که آموزش زبان از نوع سوادآموزی است؟، زبان دوم است؟، زبان خارجی است؟ و یا زبان محلی غیر بومی است؟ و ضمناً، آموزش هر زبان لازم است با توجه به جایگاه اجتماعی ویژه آن انجام گردد. در این یادداشت می‌خواهیم به موضوع آموزش زبان‌های خارجی و چگونگی برنامه‌ریزی برای آن بپردازیم و به موضوع مهم جایگاه زبان در آموزش در مجال دیگری خواهیم پرداخت.
یکی از وظایف بنیادین زبان‌شناس و حوزه مطالعاتی زبان‌شناسی، توصیف واقع‌گرایانه و به دور از باورهای تجویزی آزمون نشده و بعضاً مردود درباره زبان و وضعیت آن است. به این ترتیب، با این تعهد حرفه‌ای می‌کوشم که از باید و نبایدهای مشهور و بدیهیات موضوع صرف نظر کنم و به بیان زوایایی از موضوع بپردازم که بتواند راه را به‌سوی پیش نویس سیاست‌ها و برنامه‌های آموزش زبان‌های خارجی در ایران بنمایاند.
تاکید بر این نکته مهم است که شرط اولیه موفقیت یک برنامه زبانی، وجود نگاهی نظام‌مند به همه اجزاء، ساحت‌ها و مولفه‌های دخیل در زبان و بافت آن است. مثلاً چنانچه گفته شد نمی‌توان بی‌توجه به چگونگی آموزش زبان‌های خارجی ادعا کرد در آموزش زبان بومی طرحی جامع در انداخته‌ایم. توجه به این نکته مهم است که ارتقا و گسترش زبان ملی درگرو جامع نگری به بافت‌های موثر بر آن است. چگونه می‌توان فارسی را به عنوان یک «میراث مشترک بین‌المللی» آموزش و گسترش داد در وضعیتی که آگاهی و مهارت لازم در استفاده از زبان‌های سایر جوامع برای برقراری ارتباط با آنها را کسب نکرده‌ایم؟
به این ترتیب، در درجه اول باید قبول کنیم که توجه و تمرکز بر آموزش زبان‌های خارجی و سایر زبان‌ها نه تنها مخل پرورش زبان ملی نیست، بلکه در صورتی که هوشمندانه صورت پذیرد مقوم و مروج آن است.
از دیگرسو، تسلط به چند زبان، هنجار امروزی افراد و جوامع است، به‌طوری‌که کمتر جامعه‌ای را می‌توان یافت که بتواند ادعا کند مطلقاً تک زبانه است. تا آنجا که برخی پژوهشگران تک زبانگی را افسانه به شمار آورده اند و بدیهی است که زندگی در بافت‌های چند زبانه همواره مستلزم تسلط بر جنبه‌هایی از کاربرد بیش از یک زبان برای برقراری ارتباط است. اگر به موضوع در سطحی فردی هم نظر کنیم، می‌بینیم که محققان، یادگیری بیش از چند زبان را برای آدمی موجب پرورش قوای شناختی و در نتیجه رشد سریع‌تر و گسترده‌تر دانش و مهارت‌های افراد می‌دانند.
اما مسئله مهم دیگر تغییر نگرش نسبت به آموزش و یادگیری زبان است. متاسفانه طی دهه‌های متمادی که شاید تاکنون هم ادامه داشته باشد، زبان‌آموزی در کشور ما کمتر معطوف به ایجاد مهارت ارتباط به وسیله یک زبان بوده و عمدتاً روش‌های آموزش زبان مشابه روش‌های آموزش سایر علوم بوده است و به همین دلیل علی‌رغم صرف وقت و هزینه، این آموزش‌ها محصول مناسبی به بار نیاورده است. مثلاً به آموزش زبان عربی که شاید بتوان آن را زبان دوم ایرانیان به شمار آورد نگاه کنید. کدام دانش‌آموخته دبیرستانی ما بعد از ۷ سال آموزش عربی می‌تواند به این زبان سخن بگوید؟ و یا حداقل وقتی کسی به عربی سخن می‌گوید، بفهمد؟ و یا کمتر از این بتواند از روی متن عربی درست بخواند؟ تردیدی نیست که آموزگاران محترم عربی در انجام مسئولیت خود هیچ تعللی ندارند. پس مشکل کجاست؟ اساساً طراحی مواد آموزشی و روش تدریس این درس در مدارس ما معطوف به ایجاد مهارت ارتباطی نبوده و معطوف به آموزش تعدادی کلمه و قواعد دستوری است و از این روست که دانش‌آموز ما هرگز موفق به بهره‌گیری از منافع یادگیری این زبان و استفاده از آن در انواع ارتباطات خود نخواهد شد. ضمن این‌که آموزش زبان ما معطوف به مسئله‌ای نیست، بدین معنی که به زبان‌آموز تفهیم نمی‌شود اگر این زبان را آموخت از آن در کجا و به چه مقاصد و اهدافی می‌تواند بهره گیرد و بنابراین هرگز انگیزه لازم در دانش‌آموزان و بعضاً در دانشجویان به وجود نمی‌آید. اگر ما ایرانیان حقیقتاً معتقدیم که دسترسی به سرمایه‌هایی مادی و معنوی ویژه‌ای داریم (که بی‌تردید داریم) و مایل به تاثیرگذاری بر سایر اقوام و ملل و فرهنگ‌ها هستیم، لازم است به ابتدایی‌ترین ابزار ارتباط و تاثیرگذاری بر دیگران که همانا زبان آن اقوام است مسلط و مجهز شویم، چرا که نمی‌توان پیش از تاثیرگذاری، از آنها خواست زبان ما را بیاموزند تا ما بتوانیم آنچه از سرمایه‌های بشری داریم بر آنها عرضه کنیم. مردم برای ترغیب به یادگیری یک زبان نیازمند انگیزه‌هایی ابزاری و یا عاطفی‌اند. اگر می‌خواهیم سخن‌مان در ذهن و قلب ملت‌ها اثر بگذارد، لازم است با زبانی با آنها سخن بگوییم که بفهمند؛ یعنی با زبان خودشان. اگر حرفی برای گفتن داریم و یا مایل به بهره‌گیری از میراث‌های معتبر جهانیان هستیم، هم باید زبان خودمان را به دیگران آموزش دهیم و هم باید مهارت به کارگیری زبان دیگران را کسب کنیم، چراکه ارتباط شرط بنیادین تاثیرگذاری است. امروز امکان دست‌یابی و نیز کاربرد مهارت استفاده از زبان‌ها محدود به محیط‌های علمی و دانشگاهی و صرفاً در عرصه‌های علمی نیست، بلکه ما در عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی و فردی خود نیازمند مهارت‌های استفاده از زبان‌های خارجی برای برقراری ارتباط با دیگران هستیم و این نیاز مختص جوامع غیر انگلیسی زبان نیست، بلکه بالعکس امروز بازنگری آموزش زبان‌های خارجی و ترغیب مردم به چندزبانگی مسئله کشورهای انگلیسی زبان نیز است. چرا که با توجه به جایگاه زبان انگلیسی به عنوان زبان میانجی در محافل و مجامع بین‌المللی، کشورهای انگلیسی زبان دهه‌هاست که به یادگیری و آموزش زبان‌های خارجی توجه لازم را نکرده‌اند و اخیراً مطالعات آینده‌نگری، آنها را متوجه آسیب‌های ناشی از ناآشنایی با زبان‌های خارجی نموده است و به این ترتیب، برنامه‌هایی برای آموزش زبان‌های خارجی طراحی کرده اند. دیوید گردل(۲۰۰۶) در مبحثی با عنوان «تحلیل روند سیر زبان‌ها در جهان» به کشورهای انگلیسی زبان هشدار می‌دهد که به وضعیت کنونی زبان انگلیسی غره نباشند و از آینده‌ای سخن می‌گوید که انگلیسی زبانان تک زبانه، قادر به حضور و بهره‌برداری از بافت‌های چندزبانه تجارت نخواهند بود.
تأمل در این جمله کلیشه‌ای نیز در درک و فهم عمیق‌تر ضرورت اهتمام در یادگیری زبان‌های متعدد برای نسل‌های آتی ایرانی ضروری است: یادگیری هر زبان پنجره‌ای به سوی یادگیری درباره فرهنگ اقوام و ملل مرتبط با آن و در عین حال پنجره ای برای عرضه فرهنگ بومی خود ما است.
آشنایی با میراث علمی، فرهنگی و زبانی جهان (چه منطبق با ارزش‌های ما باشد و چه نباشد) یک باید است، اما پذیرش یا عدم‌پذیرش آنها به عهده خود ما است، به هر ترتیب، حفظ میراث تفکر بشر (چه از نوع دانش و چه مهارت) و نگاه به آنها به عنوان سرمایه ضروری است، همان‌گونه که حفظ سرمایه‌های زیست‌محیطی ضروری است و صد البته آنگاه که می‌کوشیم نسل ببر ایرانی را حفظ کنیم، هرگز با ببر هم نشین نخواهیم شد.
امروزه برنامه‌های پیشرفت و توسعه کشورها شامل برنامه توسعه مهارت‌های زبانی لازم نیز است و در این برنامه‌ها به پرسش‌هایی نظیر این پرسش‌ها پاسخ داده می‌شود: آموزش چه زبان‌هایی با توجه به برآیند مقاصد اقتصادی، شغلی، سیاسی، فرهنگی، علمی و ملی در اولویت است؟ آموزش این زبان‌ها که با هدف ایجاد مهارت ارتباط، پیگیری می‌شود با چه طرح درس‌هایی، چه مواد آموزشی و تربیت چگونه معلمانی میسر است؟ اجرای برنامه پیشرفت محور آموزش زبان‌های خارجی نیازمند چه بودجه‌ای است؟ چه بخش از مسئولیت‌ها و هزینه‌ها را بخش خصوصی می‌پردازد و چه بخشی را دولت؟ چه زمانی بازده اقتصادی و فرهنگی این برنامه را خواهیم دید؟
در این یادداشت، می‌کوشیم طرحی مقدماتی برای پاسخ به پرسش اول فراهم آوریم: بر اساس معیارهای پیشرفت اقتصادی، شغلی، فرهنگی، سیاسی در سطح ملی، کدام زبان‌های خارجی مناسب‌تر است آموزش داده شوند؟ آموزش کدام یک موجد بیشترین منافع و فرصت‌ها برای جامعه و افراد است؟ پاسخ این پرسش چندان پیچیده نیست، اما نیازمند جمع‌آوری مجموعه‌ای از اطلاعات است که برخی از آنها از طریق پژوهش‌های میدانی وسیع و مبتنی بر همکاری بخش خصوصی و دولت فراهم می‌آید. ضمن این‌که چنانچه اشاره شد اجرای برنامه‌های آموزش زبان مستلزم سرمایه‌گذاری مشترک بخش خصوصی و دولتی است.
علاوه بر شاخص‌های اقتصادی، فرهنگی، علایق مردم، اهداف دیپلماتیک، آموزشی و استراتژیک موثر بر تعیین اولویت آموزش زبان‌های خارجی، توجه به برخی شاخص های زبان‌شناختی نیز می‌تواند گاهی در شرایط مساوی ملاکی برای اولویت باشد. مثلاً یادگیری زبان‌هایی که خط مشترک دارند یا یادگیری زبان‌هایی که شباهت‌های ساختاری دارند و به طور کلی توجه به سهولت یادگیری برخی از زبان‌ها برای فارسی زبانان هم می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
موضوع انتخاب و اولویت بندی آموزش زبان های خارجی چنانچه اشاره شد موضوعی است که نیازمند پژوهش‌های میدانی در حوزه اقتصاد، فرهنگ، آموزش و دیپلماسی است. چنان‌که اشاره شد معمولا عوامل متعادل کننده دیگری مانند سلیقه زبانی مردم و وفور حضور زبان‌ها در اینترنت نیز مورد توجه قرار می گیرد. تعیین زبان‌های خارجی مورد نیاز می‌تواند با توجه به شاخص‌های مندرج در جدول ۱ صورت پذیرد.


یادگیری زبان خارجی به مثابه فرصت آفرینی اقتصادی ـ تجاری برای ایران و ایرانیان
درصورتی‌که عرضه زبان‌های خارجی براساس کشورهای مقصد صادرات و مبدأ واردات، کشورهای فراهم آورنده بازار کار برای ایرانیان و ملت‌های مشتاق بازار کار ایران، کشورهای طرف تبادلات صنعتی و براساس ظرفیت‌های تجاری آینده صورت بگیرد، انگیزه زبان‌آموزی در افراد و گروه‌ها افزایش می‌یابد، چرا که این یادگیری معطوف به فرصت‌های شغلی و ارتقاء وضعیت اقتصادی شخص و کشور است. بنابراین اگر کشورهای طرف تجارت و بازار کار ایران و متقاضیان و یا عرضه‌کنندگان بازارهای کار و تجارت‌های روبه‌رشد معین گردند، می‌توان اهمیت اقتصادی زبان‌ها را با نمره‌دهی به هر شاخص در نسبت با یکدیگر معین کرد. نمره هر شاخص را متخصصان هر حوزه با مشورت یکدیگر تعیین خواهند کرد.
یادگیری زبان خارجی به مثابه فرصت‌آفرینی فرهنگی برای ایران و ایرانیان
فهرست کشورهای همگرای فرهنگی با ایران و نیز ناهمگرایان مورد نیاز است تا اسامی زبان‌های آنان در جدول اولویت‌بندی زبان‌های خارجی قرار گیرد و با در نظر گرفتن کل شاخص‌ها امتیاز هر زبان از نظر اولویت آموزش معین گردد. زبان‌های کشورهایی که مایل به تاثیرگذاری بر آنها هستیم و نیز زبان‌های کشورهایی که مایل به تاثیرپذیری از آنها از برخی جنبه‌ها هستیم، فهرست زبان‌های مورد بررسی را کامل می‌کند. به این مجموعه لازم است نام زبان‌های مقصد انواع گردشگری و زبان ملت‌هایی که ایران مقصد انواع گردشگری آنهاست را نیز اضافه کرد. برای تکمیل این فهرست مناسب است نام‌های زبان‌های جوامع مقصد مهاجران ایرانی و ملت‌های مهاجر به ایران نیز اضافه شود. در این مرحله ممکن است به فهرستی طولانی دست یابیم که با امتیازدهی به هر زیرشاخص، رتبه زبان‌ها نسبت به یکدیگر مشخص می گردد.
یادگیری زبان خارجی به مثابه آفرینش فرصت‌های علمی و آموزشی برای ایران و ایرانیان 
فهرست زبان کشورهای متقاضی علوم، آموزش و فناوری‌های موفق ایران، فهرست زبان کشورهای عرضه کننده علوم، آموزش و فناوری‌های مورد نیاز ایران، زبان کشورهای مبدأ دانشجویان و دانش‌آموزان خارجی مشغول به تحصیل در ایران و بالعکس نیز باید تهیه و امتیاز زبان‌ها از نظر مجموع شاخص‌ها برای هر زبان تعیین شود. ممکن است زبانی از نظر شاخص علمی، آموزشی و فناوری نمره اول را دریافت کند ولی رتبه نهایی زبان بر اساس نمره در مجموع شاخص‌ها تعیین خواهد شد. یعنی اولویت آموزش با زبان(ها)یی خواهد بود که از مجموع شاخص‌ها بیشترین امتیاز را کسب کنند.
یادگیری زبان خارجی به مثابه فرصت‌آفرینی سیاسی برای ایران 
فهرست زبان‌های کشورهای دوست، رقیب و حتی متخاصم تهیه شود و با در نظر گرفتن رابطه به هر زبان امتیاز داده شود. متخصصان حوزه‌های سیاسی نمره‌بندی این زبان‌ها را تعیین خواهند کرد. گاهی ممکن است امتیاز یک کشور نه چندان دوست از امتیاز یک کشور دوست بیشتر باشد، چرا که آگاهی از زبان عرصه جنگ نرم برای دفع حملات سایبری ضروری است.
یادگیری زبان خارجی برای گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی
فهرست زبان کشورهای متقاضی یادگیری زبان فارسی نیز لازم است به فهرست‌های فوق افزوده شود، چرا که معلمان و استادان زبان فارسی شاغل در کشورهای خارجی لازم است با فرهنگ و زبان کشور مربوطه آشنایی کامل داشته باشند تا در آموزش و گسترش زبان فارسی موفقیت کامل کسب کنند.
آموزش زبان خارجی برای دستیابی به اطلاعات موجود در فضای سایبری
با توجه به سهم بیشتر برخی زبان‌ها در تامین اطلاعات فضای سایبری، دسترسی به اطلاعات بیشتر مستلزم تسلط به زبان‌های دارای سهم بیشتر است. با این حال همان‌طور که اشاره شد، همواره این‌گونه نیست که یادگیری زبان‌های پرحضورتر اولویت داشته باشد، گاهی بسته به شرایط سیاسی یادگیری زبان‌های کم حضور نیز ضروری می گردد.
علاوه بر موارد فوق، گاهی برای زبان‌های خارجی اقلیت‌های قومی کشور برای تحکیم وحدت ملی، زبان‌های خارجی دارای فراوان‌ترین گویشوران در سراسر جهان و زبان‌های خارجی مطابق با سلیقه و گرایشات مردم نیز باید در مورد زبان‌های دارای امتیاز برابر، امتیاز قائل شد.
به این ترتیب، سیاست‌گذاران آموزش زبان‌های خارجی لازم است همواره اطلاعات و ارقام ویژه مربوط به این شاخص‌ها را تهیه نموده و روزآمد سازند و برخی اطلاعات کلی مثل جمعیت گویشوران هر زبان، وضعیت اقتصادی کشورهای مختلف را نیز رصد نمایند. در زیر، جداول مربوط به ۱۰ زبان پرگویشور جهان، رتبه اقتصادی کشورها، زبان بازارهای رو به رشد جهان و سهم زبان‌ها در فضای مجازی بر اساس اطلاعات سال ۲۰۱۰ درج شده است.


برای تعیین فهرست زبان‌های خارجی مورد نیاز برای تعلیم لازم است علاوه بر رصد اطلاعات فوق، از کیفیت دقیق هر یک از شاخص‌های پیش گفته مطلع گردیم و اما دسترسی به اطلاعات کافی و دقیق درباره این شاخص‌ها و استفاده از آنها برای تعیین اولویت زبان‌های خارجی مورد آموزش در ایران و در نهایت ترسیم نقشه آموزش زبان‌های خارجی، نیازمند تشکیل یک کارگروه منسجم و برنامه‌ریز متشکل از همکارانی از متخصصان امر آموزش زبان‌های خارجی از بخش‌های خصوصی، دولتی و اقشار مردم هستیم. اطلاعات لازم برای دستیابی به شاخص‌های فوق از طریق ارتباط با نهادهای زیر میسر است:
الف. وزارت امور خارجه برای آگاهی از هم پیمانان بین‌المللی ایران و زبان‌های مورد استفاده آنها در حوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی
ب. وزارت اقتصاد و بازرگانی برای آگاهی از بازارهای صادرات و واردات ایران
ج. وزارت صنایع برای آگاهی از ارتباطات صنعتی ایران با سایر کشورها
د. وزارت دفاع و وزارت خارجه برای آگاهی از مواضع کشورها نسبت به ایران و مواضع ایران نسبت به کشورها
ه. آموزشگاه‌های زبان خارجی برای آگاهی از وضعیت آموزش زبان‌های خارجی و کمیت اقبال از زبان‌های مختلف
ح. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و آژانس‌های مسافرتی برای آگاهی از مسافرت‌های خارجی ایرانیان
و. وزارت آموزش و پرورش برای آگاهی از مدارس بین‌المللی کشور از نظر کشورهای مقصد و مبدأ دانش آموزان ایرانی و غیرایرانی. 
ز. وزرات علوم، تحقیقات و فناوری برای آگاهی از مقاصد اعزام دانشجویان ایرانی و مبادی پذیرش دانشجو و نیز تنظیم نسبت زبان‌آموزان خارجی به دانشجویان رشته‌های تجارت و… و تغییر سرفصل دوره‌های آموزش زبان‌های خارجی دانشگاه برای اهداف ویژه.
جمع بندی
این زمره سیاست‌گذاری و اجرای سیاست‌ها همانطور که اشاره شد مستلزم همکاری بخش خصوصی و دولتی است. در بخش خصوصی لازم است سیاست‌گذاران آموزش زبان‌های خارجی ارتباط مستمر با آموزشگاه‌های زبان‌های خارجی، آژانس های مسافرتی، تجار و بازرگانان و … و در بخش دولتی با وزارت علوم تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت امور خارجه و … برقرار نمایند . در جریان چنین برنامه‌ریزی ای علاوه بر این‌که آموزش زبان‌های خارجی در جهت ایجاد فرصت‌های اقتصادی بیشتر حرکت می‌کند، امکان این‌که اقتصاد کشور به علایق فرهنگی گره بخورد نیز به وجود می‌آید. یادآوری می شود که عدم تسلط به زبان‌های طرف‌های تجاری می‌تواند آسیب‌رسان باشد. ضمن این‌که عدم تشخیص تجارت‌های رو به ظهور و عدم تمهید امکان ورود در آن عرصه‌ها ما را به عقب می راند.
از دیگرسو تغییر نگرش مسئولان و مردم به زبان‌آموزی به عنوان مهارتی ارتقاء‌دهنده سطح تعاملات بین‌فرهنگی و افزایش دهنده رفاه اجتماعی هم در وطن و هم خارج از کشور در اجرای موفق چنین برنامه‌ای اهمیتی بنیادین دارد. 
کشف پیوندهای زبان‌ها با زبان فارسی و با یکدیگر نیز در دو سطح خرد و کلان برنامه ریزی آموزش زبان‌های خارجی مهم و موثر است.
وقتی که بر اساس شاخص‌های فوق فهرست زبان‌های مورد نیاز برای آموزش استخراج شد، می‌توان اطمینان حاصل کرد که سیاست آموزش زبان ما منطبق با انگیزه‌های توسعه و پیشرفت کشور است چرا که زمینه‌های رونق اقتصادی و اشتغال در تجارت بین‌المللی، ارتقاء آموزش و بده بستان‌های اندیشیده فرهنگی می‌گردد. 
چنان‌که اشاره شد بازنگری اسناد و برنامه‌های کلان و خرد آموزش زبان خارجی امری نیست که صرفاً در کشور ما ضرورت داشته باشد، بلکه بسیاری از کشورهای غربی نیز امروزه متوجه ضرورت تحول نگاه خود به آموزش زبان‌های خارجی با هدف فرصت آفرینی در سطح ملی شده‌اند. از جمله در انگلستان آموزش زبان‌های خارجی دهه‌های متمادی به زبان‌های فرانسه، آلمانی و اسپانیایی محدود می‌شد، اما اخیراً براساس ارزیابی‌های انجام شده در چهارچوب طرح فوق و در جهت ارتقاء اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، زبان‌های اسپانیایی، عربی، چینی مندرین، پرتغالی، ایتالیایی، روسی، ترکی و ژاپنی نیز با اولویت‌های معین به برنامه زبان‌آموزی خارجی اضافه شده‌اند. 
در این مختصر صرفاً به موضوع انتخاب هدفمند زبان‌های خارجی برای آموزش پرداختیم، بدیهی است که هم‌زمان با فراهم آوردن امکانات و اطلاعات لازم برای انتخاب زبان‌های خارجی مورد نیاز، اصلاح رویکردهای آموزش زبان‌های خارجی شامل اصلاح برنامه‌ها و مواد آموزشی و یا انتخاب سنجیده آنها و در مراحل بعدی تربیت معلمان ورزیده ضروری خواهد بود و بنابراین نمی‌توان انتظار داشت در فرصتی کوتاه آموزش زبان‌های خارجی در ایران ارتقاء یابد، اما استمرار در اجرای برنامه بی‌تردید در درازمدت، نتایج سودمندی خواهد داشت. هر تحول سودمندی نیازمند تامل، تحقیق، برنامه‌ریزی و استقامت در اجراست. 
منابع و مراجع
British Council and prepared by Teresa Tinsley and Kathryn Board of Alcantara Communications. (2010) Languages for the future 
https://www.britishcouncil.org/sites/default/files/languages-for-the-future-report-v3.pdf
David Crystal (2000) Language Death, Cambridge University Press. 
David Graddol (2006) English Next, British Council. http://ec.europa.eu/languages/languages-mean-business/evidence-from-research
Ethnologue: www.ethnologue.com/statistics/size 
داوری اردکانی، نگار .۱۳۸۸. برنامه ریزی زبان آموزی و مساله چندزبانگی. پژوهشنامه پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام. ش ۳۵. ۱۱-۳۹.، 
کریستال، دیوید( مترجمان: نگار داوری اردکانی و حسین مغانی). 1390. انگلیسی به مثابه زبان جهانی. تهران: انتشارات مشق شب.
داوری اردکانی، نگار. ۱۳۸۷. طبقه بندی نظام مند مسایل زبان فارسی برای استفاده در تدوین نظام مند سند چشم انداز بیست ساله. مجموع مقالات همایش مجمع استادان زبان و ادب فارسی. شورای گسترش زبان فارسی و سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی.




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©